عبد الحسين نوايى
226
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )
امير مرتاض در علم حكمت و رياضى بىشبه و نظير بود و در ساير علوم بر بسيارى از دانشمندان زمان دعوى تفوق مىنمود و به صيام دهر روزگار مىگذرانيد و همواره وظايف و طاعات عبادات مؤّدى مىگردانيد و در زمان خاقان منصور ، در مدرسهء اخلاصيه به لوازم منصب تدريس اشتغال داشت و در ايام دولت محمد خان شيبانى در مدرسهء سلطانى نيز رايت افادت برافراشت و كرّت ثانى كه ماهچهء علم زرنگار نواب كامياب شاهى پرتو وصول بر ولايات خراسان انداخت ، امير مرتاض به سبب تعصب در مذهب تسنن از هرات به طرف قندهار شتافت و هم در آن ولايت وفات يافت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 343 ) خواجه عماد الدين عبد العزيز المشهور به مولانازادهء ابهرى عالمى متبحر بود و در علم حديث و فقه حنفى و شافعى اظهار مهارت مىنمود و در زمان خاقان منصور به نام امير نظام الدين عليشير مشكوة را شرح نوشت ، اما پيش از آنكه آن كتاب شهرت يابد ، دست زمانه ورق آن دولت را درنوشت و سالها در مدرسهء خاقان سعيد شاهرخ ميرزا و مدرسهء سلطانى و خانقاه اخلاصيه به درس و افاده اشتغال داشت و در همان سال كه امير مرتاض از هرات به جانب قندهار رفت ، مولانازاده نيز راه بلاد هند پيش گرفت و ديگر از وى خبر نيامد و در ولايات سند فوت شد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 343 ) مولانا فصيح الدين صاحب دارا به حدّت طبع و جودت ذهن و مكارم اخلاق و محاسن آداب سرآمد فضلاى استرآباد بود و در فن شطرنج ، خواه كبير خواه صغير ، چه حاضرانه و چه غايبانه مهارت تمام ظاهر مىنمود و در نظم قصايد و معميات نهايت بلاغت بهجاى مىآورد و اكثر اوقات شريف را به خدمت امير نظام الدين عليشير صرف مىكرد و بعد از فوت آن جناب به ملازمت آستان معدلت آشيان ، خاقان منصور پرداخت و